مهدیا ! حرمانمان را در عصر غیبت و پنهانی تو چگونه جبران کنیم؟
کجا تو را بیابیم...؟
منجیا! در حیرت و سرگشتگی نبود تو
شیطان نفس و اندیشه های رنگارنگ بر ما چیره شده
و اسیر پلیدی نفسمان نموده است...
مهربانا!
" از ازل بست دلم با سر زلفت پیوند
تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود "
با تمام دل سیاهیم، از ژرفای وجودم...
آرزو میکنم ظهورت را پیش اندازد...
پدر! فقدان تو را به خدا شکوه میبریم...
و از ناشناختن مان تو را و نیاکان تو را، نا آسوده ایم...
و این سرود را ترنم میکنیم که
« اللهم عرفني نفسك، اللهم عرفني رسولك، اللهم عرفني حجتك...»
آفتابا! دست لطف تو را میطلبیم... : (
به نظرم اومد اگه اراده هامونو تقویت کنیم، کیفیت نماز هایی که میخونیم بهتر میشه :)
این شد که قرار دادم توی وب تا دوستان نیز استفاده کنن.
در تقويت اراده عوامل متعدّدي تأثير گزار هستند
که بايد رعايت شده و با عواملي که موجب ضعف اراده ميشود
مبارزه گردد:
1- اصل مقاومت: اولين اصلي که بايد رعايت شود،
اصل مقاومت است که روان شناسان از آن به عنوان
اصل تسليم ناپذيري ياد ميکنند.
معناي اصل مقاومت آن است که انسان در برابر شکستها
و ناکاميها مقاومت کند؛ زيرا برخي از شکستها
زمينه پيروزيهاي بزرگ را فراهم ميکند.
يکي از نويسندگان مينويسد: هرگاه برايتان مسئلهاي پيش ميايد
که به نظر بسيار مشکل، نا اميد کننده و غير قابل حل ميرسد،
آنچه شما را تا حصول پيروزي ياري خواهد کرد،
اصل تسليم ناپذيري است.
2- اميد داشتن: دومين اصلي که نقش بنيادي در تقويت اراده دارد،
اميدواري است. انسان بايد در زندگي با اميد زندگي نمايد.
يأس و نا اميدي انسان را از رسيدن به هدف باز داشته
و روند زندگي را دچار مشکل ميکند.
آن دسته از بزرگان که قلههاي موفقيت را کسب نمودند،
اميد به زندگي داشتند. از سوي ديگر برخي که در زندگي موفق نبودند،
معمولاً نا اميد بوده و يأس در زندگي آنها حکومت ميکرده است.
فيلس سيمولک مينويسد: به کار بردن و نگارش کلمات منفي،
ويرانگر و مخرّب است. اين کلمات قفل هايي هستند که
بر درهاي وروديِ هر راه حلي زده ميشود تا ما را براي شکست
آماده کند.
بر عکس کلمه آري هيجان ميآورد و تحرک ميبخشد....
ادامه رو دریاب :)

هرچقدر خدا رو بهتر و بیشتر بشناسیم
بیشتر مایلیم برای تشکر و سپاس گذاری از او
و هدیه های خوبش
نماز به جا بیاریم...
شمام موافقین؟
امام علی (ع) میفرماید:
كانَ رَسولُ اللّه (صلى الله عليه و آله) لا يُؤثِرُ عَلَى الصَّلاةِ عَشاءً
وَ لا غَيرَهُ وَ كانَ اِذا دَخَلَ وَقتُها كَاَنـَّهُ لا يَعرِفُ اَهلاً وَ لا حَميما؛
رسول اكرم (ص) چيزى مثل شام و غير آن را بر نماز مقدم نمى داشتند
و هنگامى كه وقت نماز مى رسيد،
گويى كه هيچ يك از اهل خانه و دوستان را نمى شناختند.
*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·*・:*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·*・:*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·*
همانگونه که پيامبراکرم (ص) اولين نماز را به همراه حضرت خديجه
و علي بن ابيطالب (ع) به جماعت خواندند،
در پايان عمر مبارکشان نيز آخرين نماز را در مسجد و به جماعت به جاي آوردند.
نقل کردهاند در آخرين ساعات حيات رسول خدا (ص) در حالي که
در بستر بيماري بودند
ناگهان صداي اذان بلال حبشي را شنيدند و
متوجه شدند وقت نماز فرا رسيده است.
رسول خدا (ص) به علي بن ابيطالب و فضل بن عباس فرمودند:
«کمک کنيد تا به مسجد بروم».
چون به کمک آندو به مسجد رسيدند، نماز را به جماعت به جا آوردند
و اين آخرين نماز جماعت آنحضرت بود.
بعد از آنکه به خانه برگشتند ديري نگذشت که روح مبارکشان
به ملکوت اعلا و جوار قرب حضرت حق پرواز کرد.

تسلیت و التماس دعا
*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·*・:*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·*・:*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·*
عن الصادق(ع) قال:
بینا موسی بن عمران یناجی ربه عز و جل اذ رای رجلا تحت عرش الله عز و جل فقال:
یا رب من هذا الذی قد اظله عرشک؟
فقال: هذا کان بارا بوالدیه، و لم یمش بالنمیمة.
امام صادق(ع) فرمود:
هنگامی که حضرت موسی(ع) مشغول مناجات با پروردگارش بود،
مردی را دید که در زیر سایه عرش الهی در ناز و نعمت است،
عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟
خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخن چینی نمی کرد.
بحار الانوار، ج 74، ص 65.
*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·*・:*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·*・:*ೄ‧͙·* ・:*ೄ‧͙·*